مجموعه برنامه ی تلویزیونی ماه عسل رمضان 1395 - قسمت 4

  • بازدید: 550
  • دسته: کلیپ » ماه عسل امتیاز: تاریخ انتشار: 12:00 - 2016/06/10






خانواده اي که بعد از 35 سال امشب در ماه عسل همدیگر را می بینند

امشب صحنه ماه عسل شاهد اتفاقی هیجان انگیز و دیدنی است. احسان علیخانی میزبان خانواده اي است که پس از سالها همدیگر را پیدا می‌کنند و در ماه عسل با هم روبرو می شوند. اتفاقی که برای اولین بار است  در تلویزیون و روی آنتن زنده رخ می دهد. احسان علیخانی و تیمش برای نمایش این قاب به یادماندنی و روایت داستان پیچیده این خانواده کار سختی دارند و قطعاً تماشای این قصه از قاب تلویزیون جذابیت زیادی دارد.
آرش ظلی پور ؛برنامه ريز و يكي از اعضاي اصلي تيم توليد با گفتن این خبر از ذکر هرگونه اطلاعات دیگر خودداری کرد و با عنوان این جمله که جزییات این داستان نباید لو برود از مخاطبان «ماه عسل» خواست که حتماً امشب تماشاگر قسمت سوم این برنامه با اجرا و تهیه کنندگی احسان علیخانی باشند.
احسان عليخاني در ابتداي صحبت هايش درباره قصه ديروز با ذكر نكته اي گفت: پارميدا و زندگي الانش محصول تصادفي بوده كه پدر و مادرش در آن كشته شدند. فارغ از اينكه جاده ها و ماشين هايمان ايراد دارند خودمان هم بايد رعايت كنيم و فرهنگ رانندگي داشته باشيم...كشته هاى تصادفات از كشته هاى جنگ هم بيشتره و اين فاجعه ست.
براي اينكه خودمان و كسي ديگرى را داغدار نكنيم كمي بيشتر حواسمان را جمع كنيم.
مادر قصه امروزمان درباره داستان پرفراز و نشيب زندگي اش ميگويد:
در زمان ازدواج أولم تنها ١٤ سالم بود. بعد أز يك سال و نيم فرزندم به دنيا آمد و همين يك پسر را دارم.
نزديك به سه سال با او زندگي كردم و بعد اميد را وقتى شيرخوار بود از من گرفتند!
عليخاني ميگويد: ما شنيده بوديم كه اين اتفاق به خاطر يك اختلاف قومي و تباري افتاده است. به شكلي يعني عروس را پس دادند؟
ناپدري ماجرا حرف عليخاني را تاييد ميكند و ميگويد به اين اتفاق طلاق به طلاق ميگويند!!!
احسان عليخاني در پاسخ به او به شوخي ميگويد: باتري به باتري شنيده بوديم اما طلاق به طلاق نه!
پس از آن مادر قصه ميگويد: به من گفتند اميد سوخته و فوت شده و من تمام اين سالها با يك عكس زندگي ميكردم.
عليخاني از مادر پرسيد يعني در همان ابتدا هم كه بچه را از شما گرفتند نميگذاشتند كه فرزندتان را ببينيد؟ كه مادر و ناپدري باهم گفتند نه هرگز بزرگان اجازه ندادند.
عليخاني با ذكر مثال جالبي گفت من يك مقدار ياد قصه سريال پس از باران افتادم و يك كمي هم ياد بزرگ آقا در شهرزاد....
پايان سي و شش سال انتظار در قاب ماه عسل رخ داد.... مادر و پسر روي آنتن زنده تلويزيون به هم رسيدند و اين در حالي بود كه تمام عوامل ماه عسل أشك شادي ميريختند و تحت تأثير اين اتفاق بودند..